آیه گمشده یوحنا ۳:۱۶English · አማርኛ · العربية · বাংলা · Čeština · Deutsch · Ελληνικά · Español · فارسی · Français · Hausa · עברית · हिन्दी · Hrvatski · Magyar · Bahasa Indonesia · Igbo · Italiano · 日本語 · 한국어 · मराठी · Nederlands · Afaan Oromoo · ਪੰਜਾਬੀ · Polski · Português · Română · Русский · Српски · Svenska · Kiswahili · தமிழ் · ไทย · Türkçe · Українська · اردو · Tiếng Việt · Yorùbá · 中文

Uncategorized
چه می‌شود اگر کسی بر اساس قواعد دستوری ترجمه کند، بدون اینکه انتخاب کند کدام قواعد دستوری را به نفع تعصب یا سنت‌ها دنبال کند، بلکه فقط آن را همان‌طور که هست بخواند، بدون هیچ ترسی از اینکه در آتش سوخته شود؟

زیرا خدا آنقدر محبت کرد..

کلمه “so” (آنقدر) کلمه‌ای است که به معنای “این‌چنین” یا “به این روش” است. و “محبت” (love) صرفاً یک علاقه قلبی مانند “philo” نیست، بلکه یک محبت متقابل “agape” است. همچنین یک حرف تعریف the وجود دارد—the God (آن خدا).

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به جهان داشت…

“جهان” (World) همان کلِ نظمِ ترتیب‌یافته است—the kosmos. همچنین در حالت مفعولی (accusative) است، به این معنی که خدا کاری با “نظم” انجام می‌دهد…

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت، که…

این حرف ربط صرفاً “که” نیست، بلکه بیشتر به معنای “تا آنجا که” یا “بنابراین” است که می‌تواند به این معنی باشد که “این‌چنین” می‌تواند به آیات قبلی درباره ماری که در بیابان برافراشته شد اشاره داشته باشد…

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که پسر یگانه خود را بخشید…

“یگانه” (Only begotten) از یک کلمه می‌آید، monogenés (#G3439)، و به معنای تنها-نوع یا تنها مولود است. Genos (#G1805) با genesis یا منشأ مرتبط است. ترتیب تحت‌اللفظی اسم‌های مفعولی با حروف تعریف این است: آن پسر، آن تنها-مولود

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که آن تنها-مولود را بخشید، تا هر آن‌که-ایمان-دارد…

یک فعل وجه وصفی معلوم در زمان حال مانند یک اسم-فعل عمل می‌کند—pisteuōn شخصِ اعتمادکننده یا او که اعتماد می‌کند. این در حالت مفرد مذکر حال است—کسی-که-در-حال-اعتماد-کردن-است. همچنین یک حرف تعریف برای آن وجود دارد که اشاره می‌کند این فعل وجه وصفی خاص است، آن کسی که در حال اعتماد کردن است. کلمه یونانی pas (#G3956) لغتاً به معنای همه است. “تا اینکه” (#G2443) یک حرف ربط کمی متفاوت از “به طوری که” (#G5620) قبلی است.

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که آن تنها-مولود را بخشید، تا هر کسی که به درونِ او در حال اعتماد کردن است…

“Eis” (#G1519) دقیقاً به معنای به درونِ است و نه “در”. “Auton” (#G846) همان “او” یا “خود” در حالت مفعولی است. نسخه NASB کلمه auto/auton را ۸۳ بار به خودش (himself) ترجمه کرده است. ضمیر “خود/خودش” در عهد جدید به شکلی بسیار منحصر به فرد استفاده شده است. بنابراین در لغت‌نامه آمده است:

αὐτός، αὐτῇ، αὐτό، ضمیر (“مشتق شده از ذره αὖ با نیروی افزوده یک ضمیر اشاره. در خود چیزی بیش از ‘دوباره’ دلالت نمی‌کند، که برای آنچه قبلاً ذکر شده یا زمانی که کل گفتار در نظر گرفته می‌شود، لزوماً باید ارائه شود.” Klotz ad Devar. ii.، p. 219؛ (ببینید Vanicek، p. 268)). این کلمه در نوشته‌های کتاب‌مقدسی هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید بسیار بیشتر از سایر ضمایر استفاده شده است؛ و در این استفاده بسیار مکرر و تقریباً مفرط، آن‌ها تا حد زیادی از نویسندگان غیرمذهبی فاصله می‌گیرند؛ ر.ک. Buttmann، § 127، 9. (در مورد کاربرد کلاسیک ر.ک. Hermann، Opuscc. i. 308ff، که خلاصه‌ای از آن رساله در ویرایش او از Viger، صفحات ۷۳۲-۷۳۶ ارائه شده است.)

I. خود، همان‌طور که (در تمام اشخاص، جنسیت‌ها و اعداد) برای تمایز یک شخص یا چیز از دیگری یا تضاد با آن، یا برای دادن برجستگی تاکیدی به او (آن) استفاده می‌شود.

همیشه دانسته شده است که استفاده از این کلمه “تا حد زیادی متفاوت” از تمام نویسندگان غیرمذهبی است. اما چرا؟ نه تنها کلمه “خود” بسیار بیشتر از سایر ضمایر استفاده شده است، بلکه پرتکرارترین کلمه استفاده شده در عهد جدید بعد از کلمه “و” است. کتاب مقدس یک “شیفتگی” مفرط به کلمه “خود/خودش” دارد. و نویسندگان آن را مانند نویسندگان غیرمذهبی به کار نمی‌برند. چرا؟ این نیست که نمی‌توان آن را به سادگی به خود ترجمه کرد، قطعاً می‌توان. موضوع این است که هیچ‌کس تا به حال جرأت نکرده است.

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که آن تنها-مولود را بخشید، تا هر کسی که به درونِ “خود” در حال اعتماد کردن است هلاک نشود…

کلمه apollumi (#G622) کاملاً فراتر از صرفاً “هلاک شدن” است. به معنای نابود کردن و دور ریختن/نابود کردن کامل است. این کلمه‌ای نیست که کسی در مورد “دوری از جهنم” انتظار داشته باشد. همچنین در وجه التزامی (subjunctive) است، به این معنی که باید با “ممکن است” یا “شاید” یا چیزی مشابه ترجمه شود. فعل همچنین در حالتی است که “وجه میانی” نامیده می‌شود که به این معنی است که فاعل دریافت‌کننده عمل است. چون در شخص سوم مفرد مذکر است، آن را به صورت “نابود و دور ریخته شود” برمی‌گردانیم.

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که آن تنها-مولود را بخشید، تا هر کسی که به درونِ “خود” در حال اعتماد کردن است به طور کامل نابود نشود، بلکه حیات جاودان داشته باشد.

Zoe-life همان soul-life (حیات نفسانی) یا bios-life (حیات زیستی) نیست. ἔχῃ صرفاً به معنای “داشتن” نیست بلکه در درجه اول به معنای “نگه داشتن” است. این کلمات یونانی بینش بسیار بیشتری نسبت به آنچه نویسندگان درباره معنای واقعی “حیات جاودان” فکر می‌کردند ارائه می‌دهند، اگر همه آن‌ها به یک شکل ترجمه نمی‌شدند.

در اینجا نتیجه حاصل شده است:

زیرا این‌چنین آن خدا محبتِ آگاپه به “نظم” داشت: تا آنجا که آن تنها-مولود را بخشید، تا هر کسی که به درونِ خود در حال اعتماد کردن است به طور کامل نابود نشود، بلکه یک حیات-زوئی (zoe-life) ابدی را نگه دارد.