Skip to content

אלה الهه عشق و جنگ

«و آن کامل (“سلیمان”) در پی عشتورت، الهگان [elohai] صیادان (“صیدونی‌ها”) روان است…»

(۱ پادشاهان ۱۱:۵ RBT)

«به این دلیل که مرا رها کرده‌اند و در برابر عشتورت، الهگان [elohai] صیادان (“صیدونی‌ها”) سجده کرده‌اند…»

(۱ پادشاهان ۱۱:۳۳ RBT)

در اساطیر کنعانی، عشتورت با ایشتار، الهه عشق، جنگ و جنسیت در بافت گسترده‌تر خاور نزدیک باستان مرتبط بود. (ببینید: اینانا)

اعتقاد بر این است که ریشه لغوی «אל» (el) در زبان عبری با مفاهیم قدرت، نیرو یا اقتدار مرتبط است. این ریشه در زمینه‌های مختلف مشهود است. اما همین کلمه می‌تواند معانی متنوع و کاملاً بی‌ارتباطی داشته باشد. به طور کلی کلمه‌ای مانند el به روشی مستقیم از متن پیرامون تعریف می‌شود:

عبری تعریف توضیح شماره استرانگ
אל خدا (به معنای توانا، بلندمرتبه) برای اشاره به «خدا» به صورت مفرد مذکر استفاده می‌شود H410
אל حرف اضافه جهتی (به، به سوی) نشان‌دهنده حرکت یا جهت به سمت یک مکان یا موجودیت است H413
אל ادات نفی (نه، نکن) برای منفی کردن افعال یا جملاتی مانند «انجام نده» استفاده می‌شود H408

 

با این حال، کلمه elah به این سادگی نیست، اما توجه داشته باشید که وقتی برای «لعنت» و «درخت بلوط» به کار می‌رود، یک اسم مؤنث است:

عبری تعریف توضیح شماره استرانگ
אלה این‌ها در معنای «این‌ها»، «אלה» (eleh) یک ضمیر اشاره در نظر گرفته شده است که برای اشاره به افراد یا چیزهایی که قبلاً ذکر شده یا به راحتی شناسایی می‌شوند، استفاده می‌شود. گفته می‌شود که به عنوان یک ضمیر اشاره جمع عمل می‌کند، هرچند که جمع نیست زیرا پسوند جمع (ים- یا ות-) ندارد. محققان این نوع کلمات را «بی‌قاعده» نامیده‌اند. به عبارت دیگر، یک تضاد دستوری وجود دارد و آن‌ها آن را درک نمی‌کنند. در واژه‌نامه‌ها ذکر شده که حدود ۷۴۶ بار تکرار شده است. H428
אלה درخت بنه یا بلوط اسم، مؤنثِ ‘ayil؛ یک بلوط یا درخت قوی دیگر — نارون، بلوط، درخت نمدار. نوعی درخت رایج در خاور نزدیک باستان که اغلب با قدرت یا دوام همراه است. H424
אלה لعنت اسم، مؤنث. از ‘alah؛ یک نفرین — لعنت، دشنام، سوگند، قسم. یک وعده یا ادعای جدی، که اغلب با فراخواندن یک شاهد الهی همراه است H423
אלה شیون کردن یک ریشه فعلی بدوی (تقریباً با ‘alah از طریق ایده استغاثه یکسان است)؛ زاری کردن — سوگواری. تنها یک مورد در یوئیل ۱:۸ آمده است. H421
אלה لعنت کردن یک ریشه بدوی؛ در اصل به معنای سوگند دادن، یعنی (معمولاً در معنای بد) نفرین کردن — سوگند دادن، لعنت کردن، قسم خوردن. H422
אלה

 

خدا «مطابق با ‘elowahh؛ خدا — خدا، معبود.» این در کتاب‌های آرامی عزرا و دانیال و یک بار در ارمیا ۱۰:۱۱ به صورت جمع אלהיא elohaya یافت می‌شود. ارمیا ۱۰:۱۱ تنها آیه‌ای است که در کل کتاب به زبان آرامی نوشته شده و مختص این کلمه است:

«این‌گونه به آن‌ها می‌گویید: “قدرتمندانی [אלהיא] که آسمان‌های دوگانه و زمین را نساخته‌اند! آن‌ها از زمین و از زیر آسمان‌های دوگانهِ یک قدرتمند [אלה] نابود می‌شوند.”»

بافت دستوری جنسیت را تعیین می‌کند. از این رو اسم‌های مؤنث elah به معنای «بلوط/بنه» و «لعنت» وجود دارند. اما در مورد «الهه» چطور؟ ما هیچ آیه‌ای پیدا نمی‌کنیم که در آن جنسیت elah به عنوان «خدا/الهه» مشخص شده باشد. آنچه می‌یابیم این است که elah مکرراً در بافت «خانهِ elah» یا چیزی مشابه استفاده می‌شود، که خود به نظر می‌رسد به دو «زن» اشاره دارد، یعنی «خانه فاحشه» و «خانه بانوی حکمت».

برخی ترجمه‌ها elah را در ارمیا ۱۰:۱۱ به عنوان «این آسمان‌ها» ترجمه می‌کنند، در حالی که برخی دیگر کلمه را کاملاً حذف می‌کنند. در نهایت، «این آسمان‌ها» منطقی نیست. «آسمان‌ها» در هیچ جای دیگری به ضمیر اشاره جمع متصل نشده است. «این آسمان‌ها» چیست؟ یا آیا درست‌تر این نیست: «زیر آسمان‌های دوگانهِ یک قدرتمند»؟ علاوه بر این، ما elah «خدا/الهه آسمان‌ها» را در بسیاری از جاهای متن آرامی می‌یابیم:

לאלה שמיא «به elahِ آسمان‌های دوگانه» (عزرا ۵:۱۲)
אלה שמיא elahِ آسمان‌های دوگانه (عزرا ۵:۱۱)
לאלה שמיא به elahِ آسمان‌های دوگانه (دانیال ۲:۱۹)
אלה שמיא elahِ آسمان‌های دوگانه (دانیال ۲:۳۷)

آنچه در اینجا قابل توجه است این است که این عبارت «elahِ آسمان‌ها» با عبارت مفرد مؤنث «Basileaِ آسمان‌ها» در عهد جدید یونانی موازی است. می‌دانیم که Basilea را می‌توان به «ملکه» ترجمه کرد و در حالی که عبارتی مانند «ملکه آسمان» در کتاب مقدس عبری (ارمیا ۴۴) وجود دارد، ما معادل «پادشاه آسمان» را نمی‌بینیم مگر در متن آرامی در دانیال ۴:۳۷. و به نظر نمی‌رسد «خدای آسمان» در هیچ جای دیگری ظاهر شود مگر در مورد جمع (مگر اینکه اول شخص ملکی باشد که در شکل ظاهری یکسان است):

ואשביעך ביהוה אלהی השמים ואלהי הארץ

«و من تو را به او که هست (“یهوه”)، elahِ من در آسمان‌های دوگانه و elahِ من در زمین سوگند داده‌ام…» (پیدایش ۲۴:۳ RBT) 

اگر این متن از یک «الهه آسمان» و یک «الهه زمین» سخن می‌گوید، پس سابقه‌ای برای درک سایر متون مرموز به ما داده شده است، مانند دو زن در زکریا که نماد آن‌ها دو ماده‌شیر در سمت راست و چپ تخت در پادشاهان اول است، که در غیر این صورت به طور نبوی آریل، آریل نامیده می‌شوند، یا همان‌طور که در مراثی آمده است، «یک نوحه‌گر و یک عزادار» که در یک «ماده‌شیر خدا» به هم «فشرده شده‌اند». اما آیا همه این‌ها صرفاً حدس و گمان است؟

و تثنیه ۳۲:۱۷ عبارت منحصر به فردی دارد که باعث سردرگمی کمی برای مترجمان نشده است:

«آن‌ها برای نابودکنندگان قربانی کردند، نه elah elohim…» 

آن‌ها نمی‌توانند این را به عنوان «این خدایان» ترجمه کنند زیرا بیش از حد مشرکانه به نظر می‌رسد. همچنین آن را «الهه خدایان» ترجمه نخواهند کرد زیرا «کفرآمیز» خواهد بود، بنابراین آن‌ها با اضافه کردن حروف اضافه به شکلی که مناسب دیدند، مجموعه‌ای از ترجمه‌های عجیب و غریب ارائه کردند: «به خدا، به خدایان»، «به خدایان؛ به خدایان»، «نا-خدایان، خدایان»، یا «نه خدایی! خدایان…»

Elohe یک شکل جمع است (یا اول شخص ملکی مفرد مؤنث)، خدایان/قدرتمندان/الهه من. جمع مؤنث אלהות elohot در کتب مقدس عبری یافت نمی‌شود.

مفرد با ضمیر ملکی به صورت אלהי «elahِ من» در واقع بیش از ۱۰۰ بار تکرار شده است. در مزمور ۴۳:۴ ما با انبوهی از نسخه‌ها در همان یک آیه روبرو هستیم که جالب اینجاست که اگر پسوند مؤنث را نادیده نگیریم، با «و من به درون او می‌آیم» شروع می‌شود:

ואבואה אל מזבח אלהים אל אל שמחת גיلی ואודך בכנור אלהים אלהי

«و من به درون او می‌آیم، به سوی مذبح قدرتمندان، یک قدرتمند یک قدرتمند، شادیِ انقلاب من. و من تو را در چنگ می‌اندازم، قدرتمندانِ قدرتمندِ من [elah].»

به طور کلی، مترجمان در مورد عبارات عجیب، به ویژه در کتاب‌های شعری، از «آزادی شاعرانه» زیادی استفاده کرده‌اند.

H426
אלהי الهگان همان‌طور که خود محققان تصدیق کرده‌اند. ببینید: شماره استرانگ ۴۳۰. این یک شکل جمع است، اما مترجمان معمولاً آن را در بافت عشتورت (بعدها ایشتار، آستارته و غیره) به عنوان «الهه» ترجمه می‌کنند. اما مانند elohim، elohai یک ساختار جمع است، نه مفرد.

ببینید: خدا یکی است، الوهیم، خروج ۳:۱۴، تثلیثی که همه نادیده گرفتند، و او (زن)