“در سر/قله الوهیم…”
“زیرا سوگیری جسم مرگ است، و سوگیری روح، حیات-زوئی و یک آرامش.” رومیان ۸:۶ RBT
سوگیری همه چیز را از همان ابتدا دیکته میکند. و بدین ترتیب سوگیری در «ابتدا» آغاز شد. جایی که واژه عبری «reshith» به معنای «ابتدا» تفسیر شد، سوگیری برای بقیه کتاب مقدس آغاز گشت. «Reshith» در واقع اسم مؤنث برای «سر» است. واژه مذکر «rosh» به معنای «سر» به درستی به عنوان «سر» ترجمه شد، اما وقتی نوبت به او (مؤنث)، یعنی reshith رسید، سوگیری مردان از آن دوری جست. هزاران (هزاران) خطا در دنیای تفسیر و ترجمه به دنبال آن آمد، تنها به این دلیل که او، احتمالاً نمیتوانست خاستگاه باشد. نتیجه نهایی، باتلاقی است که دنیای اطراف شما را فرا گرفته و «کتاب مقدس» نامیده میشود. درک آن غیرممکن و خواندنش بسیار دشوار است (از این رو بازاریابی برای «ترجمههای» بیشماری که از فنون ناپسند و حتی حیرتآورِ بازنویسی استفاده میکنند، رواج یافته است). علاوه بر این، شاهد آشکار در برابر جهان غیرقابل انکار است— این کتاب باعث میشود مردم احساس تاریکی، تنهایی، کینهتوزی، غم و اندوه و غوطهور شدن در فلاکت کنند. فراتر از آن، لشکری از دروغگویان، قاتلان و دزدان بیشمار تولید کرده است. این کتاب با مرگ عجین شده بود.
اگر سوگیری از ابتدا اشتباه باشد، کل موضوع از دست میرود. و بدین ترتیب، کل ماجرا یک خطا است.

شماره استرانگ ۷۲۲۵، reshit، [مؤنث] سر. این حالت مؤنث rosh، شماره ۷۲۱۸ است. ریشه این کلمات استفاده نشده است اما به معنای لرزیدن، تکان خوردن است. به معنای «سر» (چون میلرزد) درک شده و مدتهاست که در اینجا به صورت انتزاعی به عنوان «ابتدا» تفسیر شده است.
تا آنجا که من میتوانم بگویم، در همه جا این کلمه «سر» به معنای «سرچشمه»، یعنی یک منبع یا قله کوه استفاده شده است. یک «منبع» میتواند به عنوان یک «آغاز» تعبیر شود، اما معنای آن زمان معمولی نیست و من هیچ چیزی در کتاب مقدس ندیدهام که نشان دهد rosh/reshit با فضا-زمان خطی مرتبط هستند. در واقع، باید دانست که در زبان عبری هیچ کلمهای برای «زمان» به معنای زمان ساعت، زمان اتمی، زمان خطی یا فضا-زمان وجود ندارد. تنها زمان تعیینشده، فصل، زمان قاعدگی، آنگاه، اکنون، ابدیت، و زمان فردا، زمان عصر وجود دارد. شماره ۶۲۵۶ را ببینید. اگر با چیزی مرتبط باشد، با مرکز فضا-زمان مرتبط است.
نویسندگان در اینجا نسخه مؤنث «سر» را انتخاب کردند. چرا؟ شاید مرموزترین راز کتاب مقدس در اینجا نهفته باشد. چندین فعل ریشهای وجود دارند که متقارن هستند و این عمدی است. موارد قابل توجه عبارتند از hayah (شدن)، nun (تکثیر کردن)، و harah (باردار شدن/تصور کردن). اینها برخی از مهمترین کلمات در کل زبان عبری هستند. آنها تضادها یا جنبههای مثبت-منفی، تیپ-آنتیتیپ را منعکس میکنند. با در نظر گرفتن حروف جداگانه به عنوان نشانه:
היה hayah: [بنگر – دست – بنگر] شدن
נונ nun: [بذر – میخ – بذر] تکثیر کردن
הרה harah: [بنگر – سر – بنگر] باردار شدن/تصور کردن
حرف عبری باستان resh:

سرنام مریم از واژه عبری miryam (شماره استرانگ ۴۸۱۳) گرفته شده و معنای «تلخ» از واژه عبری marah و «شورش» یا «شورشی» دارد. او با خودش در ستیز است.
شورشیِ تلخ [مریم]، که در روزگار اینان برخاسته بود، با شتاب به کوهستان، به سرزمین پرتابکنندگان [سنگ] [یهودا] منتقل شد و وارد خانه «او به یاد آورده است» [زکریا] شد و به «خدا هفت است» [الیزابت] درود فرستاد…
و او با صدایی بلند فریاد زد و گفت: «خجسته است میوه شکم تو، و این از کجا نصیب من شده است که مادر سرور من به سوی من بیاید؟ زیرا بنگر، چون صدای درود تو به گوش من رسید، نوزاد در شکم من از شادی به جستوخیز درآمد… (لوقا ۱:۳۹-۴۴ RBT)
مانند فرزندِ نری که در شکم جهنم بلعیده شده و با شنیدن درود الیزابت (خدا هفت است) به بالا میجهد.
شورشیِ تلخ [مریم] درودِ «خدا هفت است» [الیزابت] را میشنود
بنگر
بنگر
با این درک، «در سر» به همان نطفه بستنِ خودِ زندگی اشاره دارد. زندگیِ تصور شده. الوهیمِ تصور شده. حوا، «مادر زندگان/کل». مادرِ کلِ زندگی ابدی. تصور کنید او چقدر باید زیبا باشد، وقتی با تمام شکوهش متجلی میشود؟