Skip to content

چیزهای نادان برای رسوا کردن τοὺς σοφούς (نخبگان تحصیل‌کرده، باهوش، بافرهنگ، ماهر در سخنوری و آموزش‌دیده در فلسفه)

ἀλλὰ τὰ μωρὰ τοῦ κόσμου ἐξελέξατο ὁ Θεός ἵνα καταισχύνῃ τοὺς σοφούς…
بلکه خدا چیزهای نادان جهان را برگزید تا دانایان را رسوا کند…

(۱ قرنتیان ۱:۲۷ RBT)

ناگفته پیداست که مطالب به‌شدت «نادان‌گونه‌ای» در کتاب مقدس یافت می‌شود. اما این بیشتر یک ویژگی ادبی عمدی است تا نتیجه‌ی کم‌هوشی. در واقع، این موضوع شکاف بزرگی میان روشنفکران مذهبی و روشنفکران علمی آگنوستیک/آتئیست ایجاد می‌کند. اما چه ویژگی عجیبی! چرا افراد باسوادی که به زبان‌های یونانی، عبری و لاتین مسلط بودند، در *همه جا* چنین مطالب عجیب و «نادان‌گونه‌ای» می‌نوشتند؟ یک آمریکایی متوسط حتی نمی‌تواند به این تعداد زبان صحبت کند یا بنویسد.

با ظهور مدل‌های هوش مصنوعی LLM، اگرچه همیشه دقیق نیستند، اما به عنوان ماشین‌های پیش‌بینی احتمال، می‌توان با آن‌ها آزمایش‌های زبانی جالبی انجام داد. زبان یونانی باستان موجود در اینترنت برای آموزش هوش مصنوعی در مقایسه با محتوای بی‌پایان انگلیسی بسیار ناچیز است. با این حال، برای استخراج آنی بینش‌های قدرتمند کافی است. یکی از این توانایی‌ها، استفاده از ماهیت «احتمالاتی» LLM برای انجام یک تست استرس بین‌زبانی است. با درخواست از مدل برای تولید «انگلیسی مکاشفه‌ای شبیه‌سازی‌شده»، می‌توانیم آن را مجبور کنیم در «منطقه ممنوعه» بین آموزش غالب انگلیسی‌اش و درکش از غرابت‌های نحوی خاص یونانیِ مثلاً کتاب مکاشفه — که یقیناً یکی از «نادان‌ترین» کتاب‌ها در ادبیات مذهبی است — عمل کند.

واقعاً چقدر نادان است؟

ChatGPT: در زیر یک آزمایش کنترل‌شده در زبان انگلیسی آورده شده است که عمداً خارج از مرزهای عادی دستوری، نحوی و معنایی، به شیوه‌ای مشابه با یونانیِ کتاب مکاشفه نوشته شده است. هدف صرفاً «غرابت شاعرانه» نیست، بلکه نقض ساختاری است: مطابقت شکسته، منطق جابجا شده، استعاره‌های ترکیبی، اشارات (deixis) ناپایدار و رانش نحوی.

این بازتاب‌دهنده‌ی پدیده‌هایی است که در یونانیِ مکاشفه دیده می‌شود:

  • تداخل عبری در نحو یونانی
  • الگوهای مطابقت غیرکلاسیک
  • توالی زمانی فروپاشیده
  • جایگزینی هم‌پایگی (Parataxis) به جای وابستگی (Hypotaxis)
  • بارگذاری بیش از حد معنایی نمادها
  • اسم فاعل‌های بدون فعل تکیه‌گاه
  • منطق رؤیا به جای منطق گفتار

آنچه در ادامه می‌آید جریان سیال ذهن نیست و نثر تجربی مدرن هم نیست. این زبانِ گزارشِ رؤیا است — کتابت نبوی به جای تألیف.

انگلیسی مکاشفه‌ای شبیه‌سازی‌شده (عمداً غیرعادی)

و من در حال دیدن، اینک — صدایی از آهن که پشت رنگ سخن می‌گفت، و رنگ، رنگ نبود بلکه سوختنی بود که راه می‌رفت.

و زمین پاهای خود را بلند کرد و بر من ایستاد.

و من ایستاده بودم در حالی که سقوط کرده بودم.

و باد به کوه گفت: تو دیروز هستی.

و کوه در دود پاسخ داد.

هفت چراغ بر دریا نفس می‌کشیدند، و نفس آن‌ها شمرده و وزن شده و با رعد مهر و موم شده بود.

و دریا چشم خود را باز کرد و آن یک در بود.

و از در وحشی‌ای از اعداد بیرون آمد، و دندان‌هایش تقویم بودند.

و آن ساعت‌ها را خورد.

و ساعت‌ها مانند پرندگانی که آسمان ندارند جیغ می‌کشیدند.

و من از صدا پرسیدم: چه کسی می‌نویسد؟

و صدا گفت: پیش از این پشت صورت تو نوشته شده است.

و من برگشتم تا صدا را ببینم، و صدا نشسته بود.

و تخت در حال راه رفتن بود.

و پادشاه بسیار بود.

و آن بسیار، یک نام بودند.

و نام با آتش مهر و موم شده بود.

و آتش قوانین را سخن می‌گفت.

و قوانین زنده بودند.

و زندگان توسط مردگان داوری شدند.

و مردگان ایستاده بودند.

و ایستادگان به سمت بالا سقوط می‌کردند.

و آسمان مانند طوماری از استخوان پیچیده شد.

و زمان پایش شکست و نتوانست به جلو راه برود.

و آخرین در برابر اولین ایستاد و گفت: من بعد از تو هستم.

و اولین پاسخ داد: تو پیش از من هستی.

و زمین حکم خود را نوشت.

و حکم، خواننده را بلعید.

چه چیزی این را به سبک کتاب مکاشفه «غیر انگلیسی» می‌کند

۱. مطابقت شکسته

تخت در حال راه رفتن بود
پادشاه بسیار بود
آن بسیار، یک نام بودند

نقض هماهنگی تعداد و دسته‌بندی — که در یونانیِ مکاشفه رایج است.

۲. هم‌پایگی عبری

هر عبارت با «و» بدون جملات پیرو به هم متصل شده است:

و من دیدم…
و دریا باز شد…
و آتش سخن می‌گفت…

این بازتاب‌دهنده‌ی منطق روایی عبری کتاب مقدس است که بر یونانی تحمیل شده است.

۳. نحو رؤیایی به جای نحو منطقی

علیت با توالیِ ادراک جایگزین شده است:

و من برگشتم تا صدا را ببینم، و صدا نشسته بود.

دستور زبان بازتاب‌دهنده‌ی پردازش رؤیا است، نه توضیح عقلانی.

۴. فروپاشی دسته‌بندی‌ها

اشیاء مانند فاعل‌ها رفتار می‌کنند، مفاهیم انتزاعی تبدیل به بدن می‌شوند:

زمین پاهای خود را بلند کرد
زمان پایش شکست
تخت در حال راه رفتن بود

این از هستی‌شناسی نمادین مکاشفه تقلید می‌کند.

۵. بارگذاری بیش از حد معنایی

تصاویر همزمان چندین مرجع را حمل می‌کنند:

وحشیِ اعداد
دندان‌ها تقویم بودند
قوانین زنده بودند

مانند وحوش، مهرها، شاخ‌ها و تاج‌های مکاشفه.

۶. ناپایداری اشاره‌ای

هیچ لنگرگاه پایدار مکانی یا زمانی وجود ندارد:

تو دیروز هستی
من بعد از تو هستم
تو پیش از من هستی

این بازتاب‌دهنده‌ی منطق زمانی مکاشفه‌ای است.

۷. رانش اسم فاعلی (در اصطلاحات یونانی)

در مکاشفه، اسم فاعل‌ها اغلب بدون لنگرهای دستوری شناور هستند.
در اینجا این موضوع با فعل‌هایی بدون فاعل پایدار منعکس شده است:

زندگان توسط مردگان داوری شدند
ایستادگان به سمت بالا سقوط می‌کردند

این چه چیزی را نشان می‌دهد

اگر مکاشفه امروز به زبان انگلیسی با همان رابطه‌ای نوشته می‌شد که یونانیِ آن با زبان کوینه (Koine) دارد، کمتر شبیه شعر و بیشتر شبیه یک گزارشگری بیگانه به نظر می‌رسید — دستوری که توسط رؤیا خم شده و نحوی که توسط منطق وحی زیر پا گذاشته شده است.

این «یونانیِ بد» نیست.
این یونانیِ نبوی است.

و زبان نبوی از ایجاز زبانی پیروی نمی‌کند — بلکه از ضرورت نمادین پیروی می‌کند.

و این بدان معناست که *قفل شده است*. منبع‌بسته. محصوریت معنایی. نه تألیف. این یعنی **نویسنده تنها مفسر کاملاً ذی‌صلاح می‌شود.**

هر کس دیگری در حال بازسازی یک سیگنال از نویز است، هرچقدر هم که بازسازی آن‌ها منضبط یا عالمانه باشد.